اولین روزه من

سلام

من امروز برای اولین بار روزه گرفتم روزه ی کله گنجشکی نه ها کامل کامل!

من اصلا هیچی نخوردم و اولین روزه من بوده است.

طهورا هی میرفت چیزی میخورد و میآورد جلوی من میخورد. من تا غروب گشنه ام نشد ولی از غروب به بعد دیگه شدم بهونه گیر که من گشنمه !

مامانی به همه خبر داده بود . من از این کارش خوشم نیومد و مامان بزرگ میگفت چون روزه اولشه باید بعضی نکات را رعایت کنه : مثلا اذان مغرب را که زدند میخواهی افطار کنی نباید آب، هندوانه ، آبمیوه و.... بخوری فقط اذان را که زدند باید چای و یکه لقمه نان و پنیر بخوری

خلاصه وقت غذا خوردن شد و باید افطار میکردم بابایی برام کادو خریده بود یک سک سک و مداد جادویی همون چیزی که میخواستم.

خوب من آمدم سر سفره و آمدم که اولین لقمه را بگذارم دهنم زنگ در به صدا درآمد عمه جون و پشت سرش همین طور مهمانها آمدند و تلفن ها هم زیاد شد ...

خلاصه عین رئیس ها حسابی سرم شلوغ شده بود..

خدایا شکرت

/ 7 نظر / 70 بازدید
خاله جون

:)) عزیزم از این خوب نوشتنت معلومه که حسابی تو نوشتن هم پیشرفت کردی ...با ریکلا ... روزه گرفتن تو ماه رجب سعادت بسیاری میخواد که خداوند نصیب شما کرده ...احسنت ...[گل]

خاک

سلام :باورم نبود که بتوانی تاب بیاوری اما انگار تاب آوردنت را خدا یاری داد تا دلت خدایی شود ... با احترام خاک.

کودکان پرشین بلاگ

سلام مادران و کودکان عزیز خبــــــــــــــــــــــــــــــر خبــــــــــــــــــــــــــــر قراره برای شما کودکان و مادران عزیز جشنواره و مسابقه برگزار بشه ولــــــــــــــــــــــــــــی شماهام باید کمکمون کنید چطـــــــــــــــــــــــــــوری؟سوال تنهــــــــــــــــــــــــــــا پیشنهاداتتونو درباره مسابقه و مواردی که دوست دارید در جشنواره داشته باشیم را برای ما در این همین وبلاگ کامنت بذارید

مریم

چه ساده و صمیمی ... قبول باشه ... هم روزه ، هم وبلاگ ; )

محمد

حالا بیا اولین روزه من رو بخون