تکلیف

به نام خدا

اول اینکه ببخشید که این همه مدت مطلب نگذاشتم

ولی الان می خواهم یک مطلب خوب جدی بنویسم

من روز و شب را روز شماری میکردم تا به جشن تکلیف برسد آخه آن روز که کلاس قرآن با دستگاه قرآن ماه تولد – سال تولد – روز تولدم را پرسید و حساب کرد و گفت 7 روز دیگه تکلیف می شوم و بالاخره دوشنبه روز تکلیف من شد ولی آن روز یه بدی داشت این بود که میخواستم برم دندانم را بکشم .خلاصه ما کیک گرفتیم و آن روز من بیشتر از همه روزهای دیگه حتی روز جشن تولدم هم  خوشحالتر بودم.

ما در روز یک اسفند سال 1391 برای جشن تکلیف به حرم مطهر شاه عبدالعظیم میرویم.

/ 10 نظر / 84 بازدید
نخود

وااااااااااای عزیزم بسلامتی :) عجب روزی داشتی با دندونت تونسی کیک بخوری؟ . تبریک می گم

علی شاطری

وای اسفند دود کنید ....یک کیلو ...چه خانومی ماشا الله...فدات

خاله جون

سلام عزیزم ...مبارک باشه ... شما الان منتخب شدی ... خیلی مبارک باشه ... دوستمم میگه مبارک باشه ..:) :*

فدک سادات

سلام گلم به سلامتی.. مبارک باشه ما رو هم خبر کن شاید اومدیم

خاک

سلام نیلوفرم : منم تبریک میگم .همیشه از خدا خواستم مراقبت باشه ...مراقب تنهاییات ...مراقب دلتنگیات ...مراقب ایمانت ...مراقب نفست ...تکتم تو هم ازش بخواه دوست ندارم خدا را هیچوقت فراموش کنی ازش بخواه دستش را روی سرت برای همیشه نگه داره تا تنها نمونی ... با احترام خاک...

پیمان

سلام وبلاگ خوبی دارید.

امیرعلی

سلام دوستم به جشن تکلیف رسیدنت مبارک بزرگ شدی دیگه دوستم من 6 ماهمه شما یه خواهر بزرگتری برام همیشه موفق باشی و با خدا

خاله

سلام عزیزم ...قالبه جدیده وبلاگت مبارک باشه ... راستی ازروزی که تکلیف شدی احساس جدیدی در وجودت متولد شده ...حسه خوبیه ..از دستش نده تا زمانیکه هستی ...:)

شادی

چه عکس خوشگلی

شادی

درسته خیلی دیره ولی ماهی را هر وقت از اب بگیری تازه است[ماچ][ماچ] تولدت مبارک[قلب]